چند وقت پیش که رفتم بانک ،دیدم پول قابل توجهی آمده به حسابم. از یک نفر پرسیدم قضیه چیه ؟ گفت : یارانه ها را سه برابر کرده اند. چند روز بعد باز دیدم پول زیادی به حسابم ریخته شده ، قضیه را که جویا شدم گفتند : از این به بعد با احتساب اعضای خانواده ات ماهانه 300هزار تومان سود سهام عدالت می گیری. دیگه داشتم ذوق مرگ میشدم تا چند روز پیش که عیال رفت آزمایشگاه تست حاملگی بدهد که جواب مثبت بود . فردایش زنگ زدند و گفتند بابت بچه ات یک ملیون ریخته ایم به حسابت . گفتم: بچه که هنوز به دنیا نیومده. گفتند: طوری نیست ، ما الان پول ریختیم که با خیال راحت به دنیا بیاد . اگر هم دو قلو بود خبرمان کن دو برابر پول بریزیم برات. گفتم : اگه سه قلو بود چی ؟ گفتند : سه برابر میریزیم. وای! ای خدا! دیگه تحمل اینهمه خوشبختی را نداشتم داشتم دیوانه می شدم که دیروز زنگ زدند و گفتند : قراره هزار متر زمین بهت بدیم . دویست مترشو بساز ،بقیه روهم تبدیل کن به باغ . گفتم : برای آبیاری باغ چه کنم؟ جواب دادند : نگران نباش آب از دریای خزر کشیدیم مثل ماه ، هم میتونی به باغت آب بدی ، هم میتونی یه استخر اون وسط بسازی و شیرجه بزنی توش. وقتی اینها را گفت فریاد بلندی زدم . آخه چطوری به این خوبی، همه وعده ها عملی شد ؟دیگه داشتم دیوونه می شدم. حالابا اینمهمه خوشبختی نمیدانم چه کنم. باید کمی خودم را بدبخت کنم .خوشبختی هم حدی دارد . آره باید کاری کرد...
شعریرا که درباره فیلم فارسی سروده ایم در وبلاگ بگذریم که آنرا در ادامه میخوانید:
فیلم فارسی هم زمانی یارداشت اشک و خنده داخلش بسیار داشت
کافه ها و نعره های جاهلی لمپن و رقاصه و پیکار داشت
بود فردین و فروزان داخلش یا جمیله که قر و اطوار داشت
بیک و میری و ظهوری و گوگوش قادری و راد و بوتیمار داشت
دختری پرپول و مردی بینوا قهرمانی عاشق و بیعار داشت
گنج قارون و پریزاد و غزل گل پری و قیصر غم خوار داشت
قصه های آبکی و سهل و صاف آبگوشت و کافه و بازار داشت
قصد ما این بود ذکر خاطرات هر کسی با خاطراتش کار داشت
2- در جایی نشسته بودیم ،گفتم : باز این برادران سوسمار خور به جزایر ما گیر دادند . یکی گفت : این درست ولی از لفظ سوسمار خور استفاده نکن چون توهین آمیزاست." جواب دادم : " من اصلا قصد توهین ندارم ،بعد هم مگر الان در چین مار و تمساح و میمون و حشره نمی خورند ؟ حتی شنیدم که در فرانسه خوراک قورباغه از غذاهای گران آنجاست . احتمالا سوسمار هم از غذاهای گران رستورانهای چین و یا اروپا باشد. پس باید به این برادران اماراتی گفت سوسمار خور جان به ما گیر نده ممکنه که غذای گران قیمت دیگر نصیبت نشود.
شنیدم بار دیگر حرف ناراست که بو موسی برای شیخ شیداست
بدان اینرا تو ای شیخ کج اندیش غلطهایی که کردی جمله بیجاست
دوباره گفته ای حرفی از تنبان ز بوموسی و خاک پاک ایران
به تنبانت بچسب ای شیخ بیفکر که از پایت نیفتد بند تنبان
3- بیا با همدگر فامیل باشیم بیا در عاقلی تعطیل باشیم
برای ماچ و لاس و بوسه هامان اگر ایران نشد برزیل باشیم
از سحر تا بوق سگ هی میدوید احتمالا پشت کولش بار داشت
با تمام کوششش شد بی نصیب شانس ناقص بخت لا کردار داشت
کار مخصوصی به عمر خود نکرد در سرش اما کلان افکار داشت
از کسی اسرار خود پنهان نکرد راز خود را بر همه اظهار داشت
با رفیقان با وفا بود و شفیق گرچه گاهی اندکی اطوار داشت
گاه حالش خوب بود و گاه بد در تمام عمر خود ادوار داشت
قصد قله می نمود اما نشد دور گردن شاید او افسار داشت
بود گاهی در سرش سودای پول پول اما با سرش پیکار داشت
گاه غم می خورد در روز و شبش گاه هم اندیشه ای بی عار داشت
غم زمانه خورم یا فراق یار کشم به طاقتی که ندارم کدام بار کشم
چون مرا چنین پیامکی آمد به چند جا معترض گشتم و شکوه نمودم که مرا نه مالی است ونه منالی ،پس سبب چیست که مرا یارانه نمی دهید که مرا پاسخ همی دادند : که زیاده سخن مگوی که تو مالی عظیم داری و بوستانها و گلستانهایی فراخ و تو اگر مسکین باشی کیست که مسکین نیست " چون این سخن بشنیدم غمگین ونالان راه خویش بگرفتم و برفتم که ناگاه در راه رفیقی مرا بدید و بگفت : سعدیا چرا اینگونه ای " گفتمش:
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی یارانه ندارم من آشنا نداری جایی
گفت حکیمی می شناسم که دردت را دوا میکند و نشان او به من داد . چون حکیم را دیدم دردوخود را بگفتم و درمانش طلب کردم.گفت : از این شهر رخت خویش برکش و به کوه و بیا بان رو که تو را نه پول برقی است و نه گازی و نه آب و بنزینی وبه آنجا بساز که بیش ازین تورا نیازی نسیت چنانکه عرب گوید هذالمقدار یحملک و مازاد علی ذلک فانت حامله" حکیم را گفتم : تو خود پس چرا درون شهری ؟ گفت: مرا هنوز یارانه دهند که اگر ندهند چنین کنم که با تو گفتم.
بزرگی دیدم اندر کوهساری قناعت کرده از دنیا بغاری
چرا گفتم بشهر اندر نیایی که باری بندی از دل برگشائی
بگفت آنجا گرانی هست بسیار ندیدم در جهان بهتر ازین غار
هرچه گوید گویمش برروی چشم پیش او اظهار کرنش میکنم
گاه هم او میزند بر این سرم بعد از آن بسیار نالش میکنم
چون کمک کردن به زن واجب شده بنده حتی بچه زایش میکنم
گاه اگر فرصت دهد فکر و خیال شعر کشکی ای سرایش میکنم
یا اگر شعرم کمی بیخود شده شعر مردم را ربایش میکنم
یک زمان هم با رفیقان هم چنین می نشینم یا همایش میکنم
گاه گاهی میخرم سکه و ارز بخت خود را آزمایش میکنم
بعد از آن هم می نشینم تا سحر هی ضررها را شمارش میکنم
کار من اینست دراین زندگی اشتباهاتی که فاحش میکنم
عباس کیا رستمی فیلم کاراته ای میسازد.
دولت به خاطر گرانیهای اخیر از مردم عذر خواهی کرد.
مسعود ده نمکی به اصغر فرهادی تبریک گفت.
ضرغامی اعلام کرد که به زودی شبکه اختصاصی شعر و موسیقی افتتاح میشود.
اداره کل طنز در وزارت ارشاد تشکیل شد.
شهرام ناظری اولین آلبوم پاپ خود را ارائه میکند.
استاد اسدی بازیکن سابق تیم ملی به همراه مهناز افشار در فیلمی خانوادگی بازی خواهد کرد.
وبلاگ کجراهه برترین وبلاگ طنز کشور شد.
ای آنکه بگفته ای گرانی کذبست بعضی بنگر که فکر یک تنبانند!
خواهرم رو عروس کردیم و شوهر خوبی هم گیرش اومد » . و بابام هم گفت :« خوب شد این سال نود هم تموم شد. سال مزخرفی بود . خصوصا اینکه یه باجناق مزخرف هم گیرمون اومد».
دربیشتر عیدها مامانم زرد میشه و بابام قرمز . دیروز به بابام گفتم : بابا جون امسال مسافرت میریم ؟ جواب داد: «نخیر بچه جان ،مگه نشنیدی رییس دولت چی گفت ؟ گفت که نذاشتن یارانه سفر به مردم بدیم برا همینم ما امسال سفر نمی ریم ».
خداوندا در این شبها به داد ما فقیران رس کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
در این سالی که می آید بما عمری دوباره ده سجل ما رها باشد ز جای مهر باطلها
نگردد حذف، نام ما ز مشمولان یارانه همیشه باشد این نامم درون لیست شاملها!
خداوندا به ما پولی بده با عقل بسیاری نکن مارا ز نومیدان و از خل ها و از چل ها
چه سنگین اختلاسی شد درین سالیکه آخرشد گرانی طلا و ارز و بسیاری مسایل ها!
تویی که عاقبت گشتی به هر ضربی نماینده بکن در قلب خود اکنون کمی انصاف عادلها
عجب سالی که فرهادی درخشید و جوایز برد چه ساده بر دهان دشمنانش میزند گل ها
مبارک بادت این سالی که می آید دگر باره شود سالی پر از شادی و همراهی خوشگلها
شنیدم آمده آن یار جانی که از خندیدنش گردم روانی
همین حالا همه با هم بگوییم خداحافظ دگر جام جهانی
الا کفاشیان ای مرد شادان شنیدم آمدی خو شحال و خندان
بیا که با وجودت تیم ملی شود روزی شبیه تیم افغان
دوباره آمده آن مرد کفاش دوباره پس همان کاسه ،همان آش؟
دوباره رنگ کردده کل ما را تو کفاشی بگو یا اینکه نقاش؟
دوباره آمده آن مرد شاداب بیا جانا بده صد قرص اعصاب
دوباره آمده تا تیم ایران ز سر تا پا رود تا عمق مرداب
- اوا لیلا جون این نقاب چیه زدی ؟
- چون امروز امتحان 4وا حدی داریم اینو زدم.
********************
- شنیدی دختر سلحشور به اصغر فرهادی تبریک گفته؟
_ آره ، احتمالا از دیدن فیلمای باباش خسته شده.
**************
حالا که وزیر علوم و رییس دانشگاه آزاد دانشجو هستند ، اگر وزیر آموزش و پرورش را هم دانش آموز
بگذارند بدنیست!
خواب من طولانیست و بس عمیق از عطارد تا زحل خوابیده ام
با دو بیتی و رباعیهای نو با نوای یک غزل خوابیده ام
بی خیال زلزله ، آتشفشان روی ابعاد گسل خوابیده ام
در خیابانهای خیس و کوچه ها توی هر جا و محل خوابیده ام
با حکایتهای خوب مادرم با یکی ضرب المثل خوابیده ام
مردمان کل عالم خواب خواب من به همراه ملل خوابیده ام
آن یکی بر بال قو خوابست ومن روی سنگ و بر جبل خوابیده ام
بهترین کار جهان خوابیدنست بهر این خیر العمل خوابیده ام
تخم مرغ از سفره ام پر میکشد سینه های خوشمزه ران نیز هم
خرج خانه این زما ن خیلی شده خرج قرص و درد و درمان نیزهم
عقل و هوش از کله ام خارج شده صبر و فکر و دین و ایمان نیز هم
این گرانی هم ندارد تر مزی یا کلاچ و قفل و فرمان نیز هم
دزد کاسب دائما شد چاقتر بسته او دستان شیطان نیز هم
ارز و سکه می رود بالای عرش غیر از اینها پول افغان نیز هم
این شکم چسبیده بر پشت کمر در می آیدبند تنبان نیز هم
در خیال و در توهم ساکنیم دیشب و فردا و الان نیز هم
پیه هر چیزی به تن مالیده ام توی کوچه کنج زندان نیز هم
دوره ی بیت و غزلها هم گذشت انتشار شعر و دیوان نیز هم
پس زمان عاشقیها هم گذشت خنده های ریز و پنهان نیز هم
با این همه مثل اینکه برادران روسی و چینی دست به دست هم داده اند که همه ما را بفرستند به دیار باقی. البته ما در تعجبیم که چطور دولتی که سیاستش افزایش جمعیت ایرانست . حاضر میشود اتباعش را سوار بر هواپیمای چینی کند . نمی دانم شاید هم این هواپیماها ،بر عکس هوو ، ترمز و بوق و فرمان درست وحسابی دارند .
در هر حال اگر روزی هوس کردید سوار این هواپیماها شوید قبلا از همه حلالیت بطلبید .
نکته ی دیگر ی را تا یادم نرفته بگویم : چند سال پیش شنیده بودم که دیوید بکام هیچ وقت سوار هواپیما نمیشود چون میترسد . یکی نیست به او بگوید آخر خداپدر بیامرز ! تو اگر قرار بود سوار هواپیمای چینی و روسی شوی چه میکردی؟
2- و اما یک پیشنهاد سازنده ! برای اینکه نگویند شما فقط بلدید نق بزنید !با توجه به اینکه در روزهای اخیر قیمت همه چیز از جمله گوشت و مرغ بالا رفته ، فکر کنم که برای برخورد قویتر باید نیروی انتظامی وارد عمل شود و پلیس گوشت و مرغ را تشکیل دهد . خیلی خوب میشود .اینطور نیست؟!
گفتم : چطور گلمراد ؟ نکنه گنج پیدا کردی ؟ جواب داد : نه چه گنجی! چه کشکی ! به این علت یارانه نمیخوام که میبینم این دولت هی داره اعلام میکنه که آقایونی که نیاز به یارانه ندارن بیان و انصراف بدن و من چون پولدارها رو میشناسم و میدونم که انصراف نمیدن ، خودم انصراف میدم که این دولت یک کمی امیدوار بشه آخه این پولدارا اگر اهل انصراف دادن بودند که پولدار نمیشدند . تازه اگر یارانه اونا رو هم بردارن بعدا میکشن روی جنساشون و ما بدبخت تر میشیم . بهتره که ما فقرا انصراف بدیم که دولت هم مجبور نباشه یارانه پولدارها رو برداره و بعد هم آقایون تاجر بکشن رو ی جنساشون، بهتر نیست ؟
گفتم : نمیدونم . شاید بهتر باشه ! ولی تنها دلیلت اینه ؟ گلمراد گفت : نه یه دلیل دیگه هم دارم چند روز پیش خانمم اومد خونه و گفت که مرد !آخه ما چرا باید یارانه بگیریم ؟ گفتم : چرا نگیریم ؟ عیالم جواب داد: به خاطر اینکه امروز اقدس خانوم کلی قیافه گرفته و گفته ما که دیگه یارانه نمیگیریم یعنی انقدر وضعمون خوبه که بهش نیازی نداریم . و من هم جلوی اقدس خانوم کلی خجالت کشیدم . حالا تو هم باید بری انصراف بدی که منم برم و جلوی همسایه یه کم پز بدم " حالا قراره منم برم انصراف بدم تا عیالم بتونه پز بده!
منم گفتم : چی بگم والله ، اینروزا هر چی میشنوم تعجب نمیکنم. در ضمن خدا همه ما رو شفا بده!
6- با وجود گراني جيبهاي مردم زودتر خالي شده از گم شدن پول يا به سرقت رفتن آن نگراني در آنها ايجاد نمي شود.
7-گرانی باعث میشود که بفهمیم دنیا همیشه یکجور نمی ماند
8- گرانی باعث می شود که مردم برای تامین معیشتشان بیشتر کار کنند و در نتیجه کار و فعالیت در جامعه گسترش می یابد . با وجود ارزانی کسی کار نمی کند که !
9- گرانی باعث می شود که جوانان به کارها و رشته های بیخودی چون فلسفه و شعر و هنر و این حرفها روی نیاورند و به فکر یک کار درست وحسابی باشند . آخر چه دلیلی دارد آدم نان دانه ای هزار تومان بخورد و بعد در مورد تفاوت وجود در فلسفه هیدگر و ملا صدرا فکر کند.
10- گرانی باعث میشود که طنز پردازان نق نقو هم به فکر کار دیگری بیافتند و اینقدر منفی بافی نکنند.
اینها فوایدیست که ما به ذهنمان میرسد شما هم اگر فایده ی دیگری از گرانی میدانید ذکر نمایید . متشکرم.